النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )

73

خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )

( 1 ) حديث پنجاه و هشت « 1 » - اين حديث نيز همانند حديث پيشين است . نسائى آن را با سندى ديگر بدين شرح نقل كرده است : رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم براى جنگ تبوك [ از مدينه ] بيرون رفتند و على [ عليه السّلام ] را جانشين خود قرار دادند . پس على [ عليه السّلام ] به حضرت فرمود : آيا من را وامىنهى حضرت به ايشان فرمود : « آيا خشنود نيستى براى من به منزلهء هارون براى موسى باشى جز آن كه پس از من پيغمبرى نخواهد بود ؟ » . ( 2 ) حديث پنجاه و نه « 2 » - اين حديث نيز همانند احاديث پيشين است . نسائى آن را با سندى ديگر چنين نقل مىكند : پيغمبر صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم به على فرمود : « تو براى من به منزلهء هارون براى موسى هستى » . ( 3 ) حديث شصت « 3 » - سعد بن مالك مىگويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم بر شتر گوش بريدهء خود سوار شدند و آهنگ جنگ كردند و على را جانشين خود قرار داد . على آمد و ركاب شتر را گرفت و گفت : اى رسول خدا ، قريش گمان مىكنند شما من را جا گذاشتيد ، چون [ همراهى ] من را گران يافته‌ايد « 4 » و همراهىام را نمىپسنديد و گريان شد . پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه [ و آله ] و سلم در ميان مردم چنين بانگ برآوردند : « هيچ كسى از شما نيست جز آن كه خواصى براى اوست [ و على عليه السّلام از خواص من است ] . اى فرزند ابو طالب ، آيا خشنود نيستى براى من به منزلهء هارون براى موسى باشى جز آن كه پس از من پيغمبرى نخواهد بود ؟ » .

--> ( 1 ) حديث پنجاه و هشت در مصادر ديگر : مسند احمد : ج 3 ، ص 155 ، ح 1600 ؛ تاريخ كبير بخارى : ج 3 ، ص 48 / 179 ؛ كتاب السنه : ص 586 ، ح 1334 ؛ مناقب كوفى : ج 1 ، ص 538 ، ح 475 ؛ ترجمة الامام على من تاريخ دمشق : ج 1 ، ص 307 - 308 ، ح 337 - 338 ، و ص 334 ، ح 366 و ص 343 ، ح 377 . ( 2 ) حديث پنجاه و نه در مصادر ديگر : طبقات ابن سعد : ج 3 ، ص 24 ؛ كتاب السنه : ص 595 ، ح 1384 و ص 596 ، ح 1385 ؛ مناقب كوفى : ج 2 ، ص 4622 ، ح 961 . ( 3 ) حديث شصت در مصادر ديگر : مصنف ابن ابى شيبه : ج 6 ، ص 369 ، ح 15 ( 32069 ) ؛ مناقب كوفى : ج 1 ، ص 538 ، ح 489 ؛ معجم كبير طبرانى : ج 1 ، ص 148 ، ح 334 ؛ ترجمه الإمام على من تاريخ دمشق : ج 1 ، ص 356 ، ح 393 و ص 357 ، ح 394 و ص 358 ، ح 396 - 397 . ( 4 ) استثقل الشيء : از مادة « ث . ق . ل » وجده ثقيلا : آن را سنگين و گران يافت .